كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
896
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 1 » ضمير اندوهپذير را تسلّى فرمود . ذكر قشلاق فرمودن صاحبقران جهانستان در قراباغ ارّان حضرت صاحبقران چون قضاياى گرجستان را سرانجام فرمود بعد از يك ماه كه در قراول تپه « 2 » توقف نمود ، متوجّه قشلاغ قراباغ ارّان شد و از گنجه و بردع گذشته اواخر ربيع الأول ، يمن بر يمين و يسر بر يسار ، در قراباغ نزول فرمود « 3 » و از براى آن حضرت و شاهزادگان و امرا ، قورياها بسته در اندرون آن خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه به اوج مهر و ماه برآمد « 4 » و در آن ولا ، از طرف دشت قبچاق ، ايلچيان رسيده از زبان خان خويش دعا و ثنا به ادا رسانيدند و نايرهء قهر آن حضرت تسكين يافته عزيمت جانب دشت فسخ فرمود . و در آن اثنا ، خبر آمد كه اميرزاده محمد سلطان كه برق تيغش چون تيغ برق كشورگشاى بوده آفتاب رايتش چون رايت آفتاب عالمآراى از ممالك ماوراء النهر با عظمتى تمام از اردبيل گذشته به آق تام رسيد . مجموع شاهزادگان اميرزاده اميرانشاه و اميرزاده شاهرخ و اميرزاده پير محمد و اميرزاده سلطان حسين « 5 » و اميرزاده ابا بكر و اميرزاده خليل سلطان و اميرزاده احمد و امرا ، امير سليمانشاه و امير جهانشاه و امير شيخ نور الدين و امير شاهملك و غيرهم به استقبال استعجال نمودند و از جسر ارس گذشته در كناب آب آق قويلغ « 6 » ملاقات كرده به ديدار يكديگر شاد شدند و از
--> ( 1 ) . سورة البقرة 156 . ( 2 ) . ظف : قراول توپه ( ج 2 ص 273 ) . ( 3 ) . حاشيهء نسخ س ، ك : « ثانى عشرين ربيع الآخر كه آفتاب در نصف قوس بود . ظفرنامه . » ( 4 ) . ظف : « و چون مقرر چنان بود كه اول بهار رايت نصرت شعار متوجه دشت قبچاق شود ، هركس به جاى خود رو به جانب دربند خيمهها زدند . » ( 5 ) . حاشيهء نسخهء ك : « ميرزا سلطان حسين نبيرهء دخترى بود و پدر او محمد مير كه ياغى شده به قتل آوردند و ميرزا سلطان حسين در عداد فرزند گرامى نبود و جريمهء او در شام عظيم واقع شد . » ( 6 ) . ظف : آب اغلق ( ج 2 ص 274 ) .